![]() |
![]() |
|
| حوادث انسانهای بزرگ را متعالی و آدمهای کوچک را متلاشی میکند... |
|
عید سعید غدیر خم بر تمام شیعیان مبارک
باد
در بیکرانه های زندگی دو چیز افسونم میکند: یکی آبی آسمان که می بینم و می دانم که نیست و دیگری خدا که نمی بینم و می دانم که هست...
دل خوش از آنیم که حج میرویم غافل از انیم که کج می رویم کعبه بدیدار خدا می رویم اوکه همین جاست کجا میرویم حج بخدا جز به دل پاک نیست شستن غم از دل غمناک نیست دین که به تسبیح و سر و ریش نیست هرکه علی گفت که درویش نیست صبح به صبح در پی مکر وفریب شب همه شب گریه و امن یجیب
خدايا کفر نميگويم، |
|
+
دوشنبه 9 آذر1388 تندیس الموت |
|
ادامه مطلب |
||||||||
|
+
چهارشنبه 4 آذر1388 تندیس الموت |
|
عکس بالا، تصویری از مقاله ای است از مجله Ensign magazine May '98 pg 94 تحت عنوان " در آغوش گرفتن نجات این مقاله شرح مفصلی از اولین هفته زندگی یک جفت دوقلو را که در هنگام بدنیا آمدن در دو دستگاه جداگانه درانکوباتور(incubator) نگهداری می شدند و پزشکان گفته بودند که یکی از آنها زنده نخواهد ماند. اما یکی از پرستاران بخش نوزادان، دو کودک نوزاد را بر خلاف مقرارت بیمارستان در یک دستگاه انکوباتور قرار داد و برای این کار با بیمارستان جنگید. زمانیکه آنها در یک دستگاه قرار گرفتند، دست نوزاد سالم تر، به گونه ای که پنداری خواهرش را در آغوش گرفته باشد، بر او قرار گرفت. از آن ببعد ضربان قلب نوزاد کوچکتر و بیمار، شروع به عادی شدن می کند و دمای بدن او بالا رفته، شکل عادی می یابد. پس از مدتی، هر دو آنها زنده می مانند و شروع به رشد می کنند. دو خواهر دو قلو به خونه رفتند و تو یه تخت خواب با هم یک جا خوابیدند . آنها همچنان با هم در یک تخت می خوابند، و یکدیگر را کیپ در آغوش می گیرند. بیمارستان زمانی که متوجه اثر "نجات بخش" گذاشتن این دو نوزاد در کنار یکدیگر شد، از آن پس در مقررات خود تغییر بوجود آورد و هم اکنون تمامی دو قلوها؛ حتی چند قلوها را در یک تخت و یا انکوباتور در کنار هم و نزدیک هم می خوابانند. دکتر مارک کتز (Mark Katz, M.D)، عضو L.A. Shanti's Advisory Board می نویسد:" در آغوش گرفتن; می تواند در محدوده ذهنی یک فرد تغییراتی را ایجاد نماید و به آنها از لحاظ پزشکی کمک کند. بالاتر از همه اینکه، در آغوش گرفتن; هیچگونه عوارض جانبی ندارد و شما برای گرفتن چنین مداوایی، احتیاج به رفتن نزد دکتر ندارید." آغوش گرفته شده تقویت روحی و عاطفی می شود. شما برای بقا در زندگیتان به یکبار در آغوش گرفته شدن برای حفظ و حراست از زندگیتان به 8 بار در آغوش گرفته شدن و برای رشد و نمو به 12 بار در آغوش گرفته شدن در روز نیاز دارید پوست بزرگترین اندام بدن است و این اندام احتیاج به مراقبت های لازم و خوبی را دارد. یک Hug می تواند که قسمت های وسیعی از پوست را پوشش دهد و این پیام را به پوست برساند که "از تو مراقبت می شود". Hug همچنین یک وسیله ارتباطی است، که می تواند چیزهایی را بگوید که شما نمی توانید در قالب کلمات بیان کنید. نکته بسیار زیبا در مورد Hug اینست که شما نمی توانید آنرا یک طرفه به کسی بدهید، معمولا شما آنرا پس می گیرید.
ادامه مطلب |
|
+
چهارشنبه 27 آبان1388 تندیس الموت |
|
|
سلام اي كهنه عشق من كه ياد تو چه پا برجاست
خواهم ز خدا که بی وفایم نکند غرق گنه ام ولی رهایم نکند یک خواسته از خدایم دارم در هر دو جهان از تو جدایم نکند |
|
+
یکشنبه 10 آبان1388 تندیس الموت |
|
|
به تقویم وجود من که برخی دفترش خوانند و برخی عمر بی حاصل و درآن جز پریشانی، کسی چیزی نمی بیند علیرغم وجود مکتب عفت به افطاری لبانم را به نخلستان شیرین لبانت،تنگ مهمان کن و عمری روزه داری را در او بشکن... ای دوست ناله کم کن برعمر رفته ی من آن گم شده به پوچی، آن تا به سر به تلخی حالاکه رفته بر باد برگو چه می توان کرد؟ از باغهای پرگل چون کفتران چاهی صحرا شده نصیبم برگو چه می توان کرد؟
|
|
+
سه شنبه 14 مهر1388 تندیس الموت |
|
|
میهنت را بنگر و ببین ویران است ، نام این ویرانه وطنت ایران است
شیر مردانش مردند و زنانش زیر لگد مال عقاید اینچنین پژمردند آری این ایران است... این همان ملک غزل ، ملک دل و ایمان است اشک بارانم من آه ویرانم من کو کجاست آن عدلی که برایت دم زد آن خداوند علی آری این عدل علیست، کودکش را بنگر گشنه ای بی جان است و زنش را که در این ویرانه زیر مشت و خنجر طعمه دیوان است چشم ها را بگشا و ببین این مردم همه بی ایمانند قلب من از غمها، ای خدایی که حضورت سست است ، کلبه ای ویران است چشم را بگشاییم، قلب هامان را هم و بدانیم که زن حرمت ایمان است آری این ایران است، غیرت مردانش بستن چشمان است ؛ مُهر لبهامان است سرزمین کوروش کو نشانی از تو ، ببین بنای عشقت زیر ظلم همه نامردان است کو ، خدای تو کجاست ... بنگر آن کودک را بی مکان و بی کس گشنه ی یک نان است کوچه ها را بنگر و زنان و مردان ، زن غرق در شلاق است غرق در تهمت و در عصیان است نام مردان بنگر که لگد کوب سم اسبان است و حراج است امروز ای مردم ، زن و مرد ، کودک 6 ساله میفروشند ببین آری ایـــــــــــــــــــــــــــــــــن ایـــــــــــــــــــــران است اشک بارانم من آری ویرانم من دست من کوتاه و قلمم لرزان است مینگارم آری وطنم ایران است طعمه دزدان است... |
|
+
دوشنبه 13 مهر1388 تندیس الموت |
|
|
یک زن آمریکایی که هم اکنون مادر 18 فرزند است به زودی تولد نوزدهمین نوزاد خود را جشن خواهد گرفت. این زن در حال حاضر گرفتار حضور در برنامه زنده تلویزیونی با نام "هجده بچه و شمارش آنها" که زندگی این خانواده پر جمعیت را نمایش میدهد شده و ظاهراً نام این برنامه قرار است به نوزده بچه تغییر پیدا کند. |
|
+
چهارشنبه 8 مهر1388 تندیس الموت |
|
|
نتایج یک بررسی از سوی سازمان ثبت احوال نشان میدهد ذائقه خانواده های پایتخت نشین در نامگذاری فرزندان دختر تغییر چشمگیری داشته است و نامهای ایرانی و غیرعربی توانسته اند رتبه های سوم تا هفتم از 10 نام محبوب سال 87 را به خود اختصاص دهند.
نتایج این تحقیقات حاکی از آن است که در سال گذشته 3 هزار و 220 نوزاد از سوی خانواده هایشان " هستی " نامیده شده اند و این اسم سومین اسم پرطرفدار در میان دختران تهرانی است.
در این باره رئیس سازمان ثبت احوال استان تهران با اشاره به اینکه نامهای ستایش، ریحانه و مبینا در میان 10 نام محبوب پایتخت نشینان رتبه چهارم تا ششم نامهای پرطرفدار در سال گذشته را به خود اختصاص داده اند گفت: سارینا، زینب، نازنین زهرا و محدثه نیز رتبه های هفتم تا دهم را در میان نام دختران کسب کرده اند.
با این همه بررسیها نشان میدهد که امیرحسین و فاطمه همچنان محبوبترین نامها در بین مردم تهران طی یک سال گذشته بوده اند.
گرچه نامهای ترکیبی و نامهای ایرانی نیز توانسته اند جایگاه غیر منتظره و چشمگیری در میان خانواده های پایتخت نشین پیدا کنند. در این باره رئیس سازمان ثبت احوال تهران گفت: سال 1387، 4 هزار و 519 نوزاد پسر امیر حسین و 6 هزار و 827 نوزاد دختر فاطمه نامیده شده اند. این در حالی است که نامهای ابوالفضل و فاطمه در سال 1386 رتبه اول را در میان نامها کسب کرده بودند.
افزایش اسمهای ترکیبی در میان پسران سید احمد قشمی درباره 10 نام برتر در میان اسامی پسران گفت: بعد از امیرحسین، امیرعلی با 4 هزار و 366 مورد و ابوالفضل با 4 هزار و 282 دومین و سومین رتبه را در میان اسامی پسران کسب کرده اند.
رئیس سازمان ثبت احوال استان تهران با بیان اینکه نام "علی" چهارمین رتبه را در میان اسامی پسران در سال گذشته کسب کرده است ادامه داد: امیرمحمد، مهدی، محمدمهدی، محمدرضا، علیرضا و محمد به ترتیب پنجمین تا دهمین رتبه را در میان اسامی پسران کسب کرده اند. به گفته این مقام مسئول در سازمان ثبت احوال در طول چند سال گذشته اسامی ترکیبی در میان پسران افزایش چشمگیری داشته است که این مورد در دهه قبل بی سابقه بوده است.
رئیس سازمان ثبت احوال استان تهران نام " زهرا " را دومین اسم پرطرفدار در میان نام زنان خواند و افزود: 4 هزار و 512 نوزاد دختر در سال گذشته به این نام مزین شده اند.
بر اساس اظهارات قشمی10 نام اولی که در سال 87 از سوی خانواده ها برای نوزادان پسر تهرانی انتخاب شده اند به ترتیب فراوانی عبارتند از: امیرحسین، امیرعلی، ابوالفضل، علی، امیرمحمد، مهدی، محمدمهدی، محمدرضا، علیرضا و بالاخره محمد.
همچنین 10 نام اولی که از سوی خانواده ها برای نوزادان دختر تهرانی انتخاب شده اند به ترتیب فراوانی عبارتند از: فاطمه، زهرا، هستی، ستایش، ریحانه، مبینا، سارینا،زینب، نازنین زهرا و بالاخره محدثه...
پس اسم من کوشش؟! |
|
+
چهارشنبه 8 مهر1388 تندیس الموت |
|
|
زندگی به من آموخت
که رازم را به چشمانم نگویم که زود تر از هر کس آن را بر ملا می کند ..
زندگی به من آموخت که هیچ کس یک همراز خوب نیست ..
زندگی به من آموخت که غمها را در خود خفه کنم و دم نزنم ..
و درد و دل با نزدیکترین دوستان هم کاری اشتباه است ..
زندگی به من آموخت که بهترین ها گاه بد ترین میشوند .. و کوچکترین برخورد ها
می تواند بهترینها و دوست داشتنی ترینها را از آدم بگیرد ..
زندگی به من آموخت
که زمزمه های دلتنگی را در گوش هیچ کس حتی خودم نجوا نکنم .. !
زندگی به من آموخت که از تحمل سختی ها فرار نکنم .. !!
زندگی به من آموخت که فقط یک قلب برای من می تپد
و آن قلب خودم است .. !!
آموخته ام که با اشک می شود غمها را شست .. !!
چو رخت خویش بر بستم از این خاک
هـمـه گـفتـنـد بـا مـــا آشـنــا بـود
ولیکن کس ندانست ایـن مـســــــافر
چه گفت و با که گفت و از کجا بود...
|
|
+
یکشنبه 22 شهریور1388 تندیس الموت |
|
|
گفتم به چه عشقی تو، دل بستی به این تنها؟ ادامه مطلب |
|
+
جمعه 20 شهریور1388 تندیس الموت |
|
|
پيش از اينها فكر مي كردم خدا، خانه اي دارد ميان ابرها |
|
+
جمعه 20 شهریور1388 تندیس الموت |
|
|
بي من مکن عزم سفر اي يار بي همتاي من
بي شوق وصلت نيستم بي تو عزيزم کيستم?
با ياد تو مي زيستم اي مونس شبهاي من
اي کاش يارم ميشدي بيمار و زارم مي شدي
در شام تارم مي شدي روشنگر شبهاي من
|
از سن و سالم پرس و جو نکن
می دانم که شبی کودکانه خوابیدم و تنها خواب کودکی را دیدم. حالا چند سالم است نمی دانم، ولی می دانم آنقدر این جثه خسته است که دیگر تحمل درد و جفای این دنیای بی رحم را ندارد. نمی دانم چرا هنوز تحمل می کنم...؟؟؟ !!! همراه با بهار در اواخر دهه ی 50 در سرزمین زیبای الموت به دنیا قدم نهادم قدمی ناخواسته به جهانی پیر و مرموز ... مطالعه کتابهای علمی، رمان , شعر , تاریخ و سیاسی بیشترین دلخوشم بوده و هست و عاشق کامپیوتر و فن آوری و علم روز... خیال بافی کار شبانه ام است و در آینده قدم زدن ... خلاصه بی پرده می گویم حالم خوب است!... اما تو باور نکن... ×××××××××××××××× در زمانهای خیلی دور که مثل حالا کل کره خاکی فقط و فقط یک خدا داشت الموت برای خود و به تنهایی یه خدای دیگه هم داشت. زنده باد الموت و بچه های با حال الموت... ××××××××××××××× alamoot ( = آلموت = آله اموت، به معنی آشیان عقاب، یا عقاب آموز ) قله ای از کوه های طالقان بین قزوین و گیلان. درقدیم الموت به دو بخش بالا رودبار و خشکه رودبار تقسیم می شد اما در حال حاضر به بالا رودبار ، رودبار الموت و به خشکه رودبار، رودبار شهرستان می گویند. مرکز رودبار الموت، معلم کلایه و مرکز رودبار شهرستان، رازمیان است. رودبار و الموت از شمال به اشکور، از غرب به رودبار زیتون، از شرق به طالقان و از جنوب به قزوین محدود می شود. رودبار الموت در میان رشته کوه های البرز واقع شده و بخشی از قزوین به شمار می رود. |
| آرشیو موضوعی |
|
الموت سرزمین من علمی و آموزشی اجتماعی عشقولانه از هر دری سخنی هنری و سینمایی طنز و جوک و اس ام اس آموزش کامپیوتر و اینترنت خبرهای گوناگون ایران شناسی مقالات و تحقیقات عکسها و تصاویر |
|
RSS
|